سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شهر حدیث
[ و شنید مردى دنیا را نکوهش مى‏کند فرمود : ] اى نکوهنده جهان ، فریفته به نیرنگ آن ، به ژاژهایش دلباخته و به نکوهشش پرداخته . فریفته دنیایى و سرزنشش مى‏نمایى ؟ تو بر دنیا دعوى گناه دارى ، یا دنیا باید بر تو دعوى کند که گنهکارى ؟ دنیا کى سرگشته‏ات ساخت و چسان به دام فریبت انداخت ؟ با خفتنگاههاى پدرانت که پوسیدند ؟ یا با خوابگاههاى مادرانت که در خاک آرمیدند ؟ چند کس را با پنجه‏هایت تیمار داشتى ؟ و چند بیمار را با دستهایت در بستر گذاشتى ؟ بهبود آنان را خواهان بودى ، و دردشان را به پزشکان مى‏نمودى . بامدادان ، که دارویت آنان را بهبودى نداد ، و گریه‏ات آنان را سودى . بیمت آنان را فایدتى نبخشید ، و آنچه خواهانش بودى به تو نرسید ، و نه به نیرویت بیمارى از آنان دور گردید . دنیا از او برایت نمونه‏اى پرداخت ، و از هلاکتجاى وى نمودارى ساخت . دنیا خانه راستى است براى کسى که آن را راستگو انگاشت ، و خانه تندرستى است آن را که شناختش و باور داشت ، و خانه بى نیازى است براى کسى که از آن توشه اندوخت ، و خانه پند است براى آن که از آن پند آموخت . مسجد محبان خداست ، و نمازگاه فرشتگان او ، و فرود آمد نگاه وحى خدا و تجارتجاى دوستان او . در آن آمرزش خدا را به دست آوردند و در آنجا بهشت را سود بردند . چه کسى دنیا را نکوهد حالى که بانگ برداشته است که جدا شدنى است ، و فریاد کرده است که ناماندنى است ، گفته است که خود خواهد مرد و از مردمش کسى جان به درنخواهد برد . با محنت خود از محنت براى آنان نمونه ساخت ، و با شادمانى‏اش آنان را به شوق شادمانى انداخت . شامگاه به سلامت گذشت و بامداد با مصیبتى جانگداز برگشت ، تا مشتاق گرداند و بترساند ، و بیم دهد و بپرهیزاند . پس مردمى در بامداد پشیمانى بد گوى او بودند و مردمى روز رستاخیز او را ستودند . دنیا به یادشان آورد ، و یادآور شدند . با آنان سخن گفت و گفته او را راست داشتند . و پندشان داد ، و از پند او بهره برداشتند . [نهج البلاغه]
مجموعه اشعار مرتضی رهنما

 

 

عزیز فاطمه با جسم صد چاک            میان قتلگه افتاده برخاک 

کشته شد خون خدا              واویلا واویلتا

 

 

فتاده بین صحرا زاده حیدر     شده صد پاره پاره آن تن بی سر

رسد از قتلگاهش ناله زهرا    غریب من چرا گشتی چنین پرپر

کنار جسم او با حال خسته     نشسته مادر پهلو شکسته

جسم او در قتلگاه    واویلا واویلتا

یکی شمشیر کین بر روی او میزد       یکی با تیر بر بازوی او میزد

یکی سنگ جفا سویش رها کرده          یکی با نیزه بر پهلوی او میزد

نمایان شد تمام بغض و کینه               نشسته شمر دون بر روی سینه

راس او از تن جدا               واویلا واویلتا

چو اسبش سوی خیمه بی سوارآمد       به سویش اهلبیت بی قرارآمد

بگوید تا که بابم تشنه بود آیا              سکینه سوی او با حال زار آمد

همه از خیمه ها بیرون دویدند            ولی سالار زینب راندیدند

خیمه ها غرق عزا              واویلا واویلتا

رسیده در کنار قتلگه خواهر               حسین او  فتاده بی کس و یاور

زند ناله چرا دشمن لب عطشان           بریده از قفا راس تو با خنجر

اگر کشتند چرا آبت ندادند                  ترا زآن آب نایابت ندادند

زینب زند صدا      واویلا واویلتا

بگردد خواهرش با دیده گریان             به دنبال تن آن خسزو خوبان

به زیر تیغ و تیرو نیزه دشمن             تن عریان و صدپاره شده پنهان

اگر کشتند چراخاکت نکردند               کفن بر جسم صدچاکت نکردند

راس تو به نیزه ها              واویلا واویلتا

دانلود سبک 20 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط مرتضی رهنما 91/7/22:: 8:20 صبح     |     () نظر